شیرینی زندگی ما ...

1

محرم و غم از دست دادن خواننده محبوب مامان و بابا

سلام گلم    دومین محرم ات رو پشت سر گزاشتی ... هوا خیلی سرد شده و شما توی عاشورا سرما خوردی البته بگم الان خوب شدی به حمد الله  عزیز دل مامان ببخش که خیلی متن برات نمیزارم  الان یه کم ناراحتم هستم اخه خواننده ایی که منو بابات دوست داشتیم به علت سرطان جمعه در گذشت ... فقط سی سالش بود  و هیچوقت حس داشتن کوچولویی مثل تو رو تجربه نکرد  من همیشه اهنگ جاده یکطرفه رو برات میخوندم عزیزم عشق من به تو هم جاده یکطرفه است  بی وقفه ... همیشه دلم میخواست با بابا بریم کنسرتش حتی بابا یه بار بلیط گیر اورد ولی منصرف شد ... الان خیلی حسرت به دل موندیم ... کاش میرفتیم  دیگه دیر شده ...
25 آبان 1393

بعد از مدت ها

سلام  مدت زیادی بود پشت سیتم ننشتسته بودم گلم  بزار بینم از کجا بگم ؟ اهان  ول بگم که تو خیلی گازم میگیری تصمیم دارم برای خودم شولدر بزارم عین فیلم های جنگی اخه تو مدام شونه هام رو گاز میگیری  و اینکه شما الان نه تا دندون داری و اینکه شیرین کاری های خودت رو داری یه مدت بوس میکردی ... از خواب پا میشدی منو بوس میکردی و من عشق میکردم  اما الان بوس رو تعطیل کردی مدام قل قل میدی که همون قلقلکه عزیز من ! عاشقتم پسرم تو تمام دارو ندار من هستی برات جونم رو هم میدم فقط لبخند بزن  اشک هات رو دوست ندارم هرگز بغض نکن  پسرکم این مدت خیلی اتفاق ها افتاده  آخ آخ  بزار یه خب...
6 آبان 1393
1