شیرینی زندگی ما ...

1

چهار دست و پا رفتن به شیوه عادی

بالاخره شما خودت یاد گرفتی و اروم اروم دستاتو میزاری جلو ... شیوه جهشی رو داری کم کم حذف میکنی ... گل پسرم اینروزا سرشار از انرژی هستی و دیگه شیر من به تنهایی سیرت نمیکنه ... و من روزانه پنچ وعده غذا بهت میدم کته ... گوشت ... مرغ ... عدسی ... سوپ ... اش ... پوره ... زرده تخم مرغ ... و غیره عزیزکم من واقعا دوستت دارم و لحظه ایی طاقت دیدن غم تو رو ندارم ... پسرم ... تاج سرم عاشقتم
21 فروردين 1393

سال نو با تو ...

سلام گلم سال جدید رو بهت تبریک میگم ببخش که وبلاگت ذو آپ دیت نکردم ... خیلی سرگرم مسافرت و عید بودم ... گلم این متن رو در حالی برات میزنم که خونه دایی حمید مهمون هستیم و جنابعالی روی تخت خوابیدی ... شما خیلی شیطون شدی ... اروم نمیشینی و مدام تحرک داری  دندونت هم که درومده ورجک تر شدی همین باعث شده مثل قبل تپلو نباشی البته لاغرم نیستی ها ... وروجک من ... عشق مامان ...  امسال برای اولین بار دریا رو دیدی ... و زل زدی به ابی بیکران دریا  عزیزکم ... دلبندم ... با تو چه زود بهار شد اصلا سرما رو حس نکردم  خوشحالم که تو کنارمی  خوشحالم که تو رو دارم  همیشه دوست دارم و عاشقت میمونم حتی اگه حس ام رو درک نک...
9 فروردين 1393
1