شیرینی زندگی ما ...

1

مسافرت مامان

سلام مامانی ببخش که یه مدت نبودم ...  مامان رفته بود سفر اگه گفتی کجا؟ رفته بودم کربلا ... اونجا برای اومدن تو هم دعا کردم . مامان زری هم برات یه لباس خریدو به همه حرم ها زد تا تو سالم و خوب بیای تو زندگیمون گلم  راستی توی این سفر دیدن شیخ عباس رفتیم اون برام دعا کرد دو قلو بچه دار شم ! اگه دو قلو شد اسمشون رو بزارم عباس و زینب... حالا باید ببینیم تو کوچولوی شیطون دخمل میشی یا پسمل ؟!  
3 مرداد 1391
1